الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
279
شرح كفاية الأصول
3 - وصف عنوانى دخيل در حدوث و بقاى حكم وصف عنوانى در اين قسم ، هم در حدوث حكم ، مؤثر است و هم در بقاى آن ، و لذا اگر عنوان منتفى شود ، حكم نيز منتفى مىشود . « 1 » مانند : « أكرم العالم » . در اينجا ، هم حدوث حكم ( وجوب إكرام ) منوط به عنوان « عالم » است ، و هم بقاى آن ، و لذا اگر مبدأ ( علم ) از ذات منقضى شود ، حكم نيز منتفى مىشود . بنابراين ، « عنوان » اشاره است به اينكه مبدأ اشتقاق ، علّت حكم است ، ولى مجرّد صحّت جريان مشتق بر موضوع ( هرچند در زمان گذشته ) كفايت نمىكند ، بلكه حكم ، حدوثا و بقاء دائر مدار صحّت جريان مشتقّ بر ذات ، و اتّصاف ذات به مبدأ است . إذا عرفت هذا . . . مصنّف بعد از بيان اين مقدّمه ، به اصل مطلب و نقد دليل سوّم قائلين به وضع اعمّ در مشتقّ ، مىپردازد و مىگويد : بايد بررسى كرد كه عنوان « ظالم » در آيه شريفه ، از كدام قسم از اقسام سهگانه اوصاف عنوانيّه است ؟ قطعا از قسم اوّل ( عنوان مشير ) نيست ، يعنى اينگونه نيست كه عنوان « ظالم » هيچ دخلى در حكم ( نرسيدن به مرتبهء امامت و خلافت ) نداشته باشد ، بلكه حتما ظلم دخالت دارد . بنابراين بايد قسم دوم و سوم را مورد بررسى قرار داد كه ابتدا به قسم سوّم اشاره مىشود . بررسى قسم سوّم * اگر عنوان « ظالم » از قسم سوم باشد ، در حدوث و بقاى حكم ، و همينطور در وجود و عدم آن دخيل است . بنابراين اگر كسى فعلا متلبّس به ظلم باشد ، به مقام خلافت ، نائل نمىشود ، ولى اگر كسى قبلا چنين تلبّسى داشت ، به اين مقام نائل خواهد شد . به عبارت روشنتر : اگر شخصى ، متلبّس به ظلم باشد ، حكم ( عدل نيل به مقام خلافت ) وجود دارد و اگر
--> ( 1 ) . به تعبير ديگر : حيات و ممات حكم ، در گرو حيات و ممات عنوان است ، و استمرار حكم بستگى به استمرار عنوان دارد .